تبليغاتX
 یادداشت های مشترک مهدیس و مردونیوس

شماره ی پنج .همینه!

سلام. خب دیگه انتظار به سر رسید! مثه اینکه مردونیوس خیلی مشتاق که تا آخر این مطلبو بخونه(درسته عزیزم؟) میپرسید چرا؟ معلومه دیگه!کــــــــــــــــل کــــــــــلــــــــــه!

البته فکر نکنید که من دختر شری هستم و عاشق دعوا و روکم کنی باشم! نـــــــــه بابـــــــا! اتفاقاً خیلی دختر متین و خوب و نجیبی هستم ،مثلاً یه روز تو مدرسه یکی از دوستام که با هم ماتحت!!دوستی بودیم، با یکی از این گنده دماغای مدرسه دهن به دهن شد همچین دهن دختره ی ایکبیری رو اسفالت کردم که یه هفته اخراج شدم!!!!!

اصلاً من از کل کل و اینجور مسخره بازیها خوشم نمیاد! باور نداری بعدی رو بخون...

یه روز تو خونمون سر بازیه استقلال- پرسپولیس یه جوری دختر خالم و شوهرش رو از خونمون بیرون کردم که تا یه سال، تخمه میدیدن شیش تا رنگ عوض میکردن!!

دیدین گفتم؟!؟!؟! آخه من و چه به این کارا.. سرم تو لاک خودمه و کاری به کار کسی ندارم!!!!

حالا واقعا شما فکر میکنین من؟؟ دختر نجیب،آروم که از دوتا مهدکودک اخراج شدم! واقعاً قصد کل کل با مردونیوس رو دارم؟!؟!؟!؟! من به شما توصیه ی خواهرانه میکنم که با این موجود، افعی دوسر، این اژدهای خشمگین، کروکودیل اسرائیلی، با این ماموت بی تربیت، مار زنگی گزنده، بوزینه ی چنگولکی و...(صدها هزار جک و جونور وحشتناک که برازنده ی دوست خوب و خواستگار عزیزم!!! میباشد) کل کل نکنید! اگر هم خواستید این ریسک رو بکنید (با توجه به بیماری مردونی جوون واکسن هاری رو بزنید)این ریسک رو نکنید!!! چه کاریه؟ خودت و خونوادتو به زحمت بندازی؟!؟!؟! بابا خواهر من،برادر من ،واکسن گرونه!!!

^^^^^^^^^
میدونم!! میــــدوووونــم!! الان خیلی از من بدتون میاد. چیکار کنم دیگه دست به کیبوردم خوب نیست! همینی که هستم! آش کشک خاله م! البته این رو متذکر بشم که کلمات رکیک سانسور شده( این فیلتر بازار هم دست و بال مارو تنگ کرده ها!!)

^^^^^^^^

مردونیوس حالا خودت زنگ میزنی آتیش نشونی یا من زحمت این کار هم بکشم؟!؟!؟!؟!؟!؟!


 

نوشته شده توسط مهدیس در 86/06/23 ساعت 1 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


شماره ی چار!

پیر شدم نیومدی

اگه که تو میومدی

عروسی و نقل و نبات

خنده میشست روی لبات

میگفتیم و میخندیدیم

با هم دیگه میرقصیدیم

بیا عروس مادرم

منتظرم پشت درم

بابام میگه که پیر شدم

مهدیس نبود فسیل شدم

منم میگم آخ پدرم

بدون اون دربدرم

مهدیس جونم بسه دیگه

ببین دلت چی چی میگه

بابا منم خب آدمم

من رسوای دو عالمم

بدون تو نمیتونم

من خودمو میسوزونم

اگه بشی تو همسرم

خونه و ماشین میخرم

فقط یه بعله لازمه

به خدا نیست معامله

مــــــــــــهـــــــــــــــــــــــدیــــــــــــــــــــــــــــــس

ای تک ستاره ی روزهای تنهایی من !ای که بی تو همانند کوهی پوشالی پر از احساس هستم! هزاربار گلهای سرخ باغچه تقدیم توباد! ای که عشقت در دلم فزونی میکند! چشمانم به خاطره تو میتپد! دستانم دیگر قادر به استعمال روح سنگینم نیستند! پاهایم مانند زنجیری که به اعماق اقیانوس بدرور گفته اند جهان را در وصف تو نا توانند! و مـــن همچنان منتظر...بیا و دیوار انتظار مرا با کلنگ عشقت نابود ساز...

^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^
سلام .

متن بالایی رو واسم میل (mail) زده بود. آخه من جواب این خاستگارمو چی بدم؟؟؟ من میگم کلنگ عشقمو بردارم و برم جای دیوار انتظارش، خودشو نابود سازم.... بازم شعرای پسر خالمو میزارم واستون یه کم دلتون واشه!!!!

یه تو ضیح کوچیک: این پسر خاله ،دو سال از من کوچیکتره(خیالت راحت شد؟؟؟) فقط یه کم طبع شعرش بالاست و کمی هم چرت و پرت چاشنی شعرای زشتش میکنه!!!!!!!

××××××××××××
مردونیوس جواب تو هنوز سر جاش هست. گفتم یه کم بیشتر با ما باشی چون وقتی خوندیش حتماْ دار فانی را وداع میگی!!!


 

نوشته شده توسط مهدیس در 86/06/12 ساعت 2 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


report phishing report abuse This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting