مر ... دو ... نیو ... س
دعوای مشترک بین م ( هدیس ، ردونیوس ) ! ( از { م } فاکتور گرفتم ! چیکار کنم دیگه نهایت درس خونیه آخر و عاقبتش اینه ! )
از بحث اصلی که همانا دعوا ( گل گل ) بوده دور نشویم . البته شایان به ذکر است که این دعوا ( گل گل ) ریشه ی حقیقی ندارد ! ( مگه تابع هست ؟) و دارای ریشه ی مجازی درون ذهنم است . اینو برای این گفتم که شما فردا پس فردا دست نگیرین و هی بگین این و اون یا اون و این دعوا ( گل گل ) افتادند . ( ای بابا ! دارم فوتبال تماشا می کنم و هر وقات گل می زنند من جوگیر می شوم و می نویسم ( گل گل ) ! شما با ( کل کل ) اشتباه نگیرید زیرا این دعوای واقعی است !
قضیه از اونجا شروع شد که من و مهدیس در حال گفتگوی نوشتاری ( چت ) بودیم که من پرسیدم :
من : خوبی ؟
مهدیس : تا اونجا که من میدونم تو تازه دیپلم گرفتی ! کی دکتر شدی ؟
من : نه من دکتر نیستم . دامپزشکم ! واسه همینه دارم حالتو می پرسم !
مهدیس : { عصبانی } تو اگه پزشک باشی اون بزه هستی ! ( یه برنامه کودک بود که توش یه بزه دکتر بود ! همون !) حالا ریش بزی گذاشتی فکر کردی راس راسی بزی ؟ مواظب باش آقا گرگه نخوردت !
من : دندوناتو غلاف کن !! داری با من کل کل می کنی ؟ تو ؟ تو دختر ؟ شرطش اینه که سنت دو رقمی باشه ! اینو بفهم ! ( این جمله رو از احسان غیبی کش رفتم ! )
مهدیس : یادت باشه از من کوچکتری و باید بهم احترام بزاری ! بی شعور ! ادب داشته باش ! نفهم !
من : خا اِسه ( به زبون مازندرانی یعنی خوب حالا ) حالا یه چند روزی از من بزرگتر هستی ها ! یه 7-8-10 ماهی که بزرگتر نیستی !
مهدیس : ما اینجا بزرگی رو به سانت یا سال می سنجیم نه به ماهی ! ( بیچاره فکر کرده من ماهی دریا رو میگم !! ) باید از ما اطاعت کنی !
من : تو اگه حاکم بودی دستور می دادی همه آدم های محله رو دار بزنن ! حتی اگه حاکم تو بازی حکم باشی !!
مهدیس : بی مزه { بی مزه شامل بی نمک هم می شود } من اینجا تو شهر بزرگی به نام تهران زندگی میکنم ، اون شهر شماست که اندازه ی یک محله کوچک هست !!
من : خا اِسه ( اینجا معنیش یعنی خیلی خوب !) خودت یادت میاد اولین بار که بابات تو رو اورد ساری ، یه جیغ کوتاهی زدی و غش کردی !!
مهدیس : اصلا هم اینطور نیست ! اوندفعه هم که غش نکردم ، بی حال شده بودم . اونم به خاطر بیماری مهلک توست که کل ساری رو گند برداشته !
من : هوی ... هوی ! درست صحبت کن ها ! ساری یه شهر مذهبی هم هست ! جزو مقدساته ! توش دو تا امامزاده داره !
مهدیس : اینجا راهت دادم پر رو نشو ...
من : تو راهم دادی ؟ من افتخار دادم !
مهدیس : .............................. ؟؟؟ ! ............................ !!
من : ......................................................................................................... !!!
( کلمات رکیک سانسور می شود ) و این دعوا همچنان ادامه دارد و به جاهای باریک کشیده شد که اگر بگویم کل وبلاگ فیلتر می شود !!
-----------------------------------------------------------------------------------
خدا به خیر کند . این اولین پستم تو این وبلاگ که اینجوری بود معلوم نیست بعدی ها چطور بشن !تکرار می کنم که این گفتگوها واقعیت نداشته و ساخته و پرداخته ی ذهن خودم بوده ولی اگر مهدیس ناراحت شده ... باید جوابیه ای در همین مایه ها بنویسه که توش منو ضایع کنه !! و اونموقع یک کل کل واقعی می شود !! منم که سرم درد می کنه برای کل کل های مفید !
مهدیس جان ... می دونم الان خون خونتو داره می خوره یا کارد بزنیمت خونت در نمیاد ! ولی الزاما پست بعدی رو به جوابیه اختصاص نده . البته قصد اصلی من این هست که موضوعی به دست مهدیس بدم تا در موردش متن طنز بنویسه آخه به نظرم دست به قلمش تو این موارد خوبه و باید به خودش تو نوشتن فرصت بده . امیدوارم موفق باشه ...
نوشته شده توسط مردونیوس در 86/05/25 ساعت 5 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
ده ها پیشنهاد برای بهتر زیستن، در وبلاگ مهدیـــس وکیــــلی از سخنان گوهر بار و سازنده ی من استفاده که نه سوءاستفاده کنید !!با بکارگیری پیشنهادات ذیل در زندگی روزمره کمتـــر از یک سال انسانی خوشبخت خواهید شد. امتحانش مجانیست، گوش کردن به حرفای مهدیس = موفقیت کامل در زندگـــی !!!!! ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^ - هیــچ وقت نمیتونم با احساس بنویسم ولی میتونم با احساسات دیگرون بازی کنم !. - با این تفکر با دیگران ارتباط برقرار کن، که شاید او دشمن شما باشد !. - همیشه به یاد داشته باش هیچ کــس به تودر مواقع بحرانی کمک نمیکنه، پس خودتو واسه بقیه به زحمت ننداز!. - بــد رفتاری در خیلی از مکان ها لازمه، اجازه نده سوارت بشــن!. - اخــم کردن به انسان ابهت میده، لبخند کذایی رو از رو لبات بردار دوست مــن!. - شکستن یک لیوان یا ظروف گران قیمت و در صورت لازم جهزیه ی مادر، در حین عصبانیت قدرت شما را به اطرافیان نشان میدهد!. - کمــک کردن به برادر و خواهر کوچک تنهـا وقت تلف کردن میباشد ،زور گویی به آنها بهترین راه حل است!. - کامپیوتر مــال شماست، با گذاشتن پسورد و نصب کردن برنامه ها و بازی های مورد علاقه ی خود مجال استفاده از رایانه را از دیگران بگیرید!. - دعوا کردن با پدر و مادر شاید کتکی را به دنبال داشته باشد، ولی درد کتـــک نهایتاً 1 ساعت و زجرکشیدن و ناراحتی پدر و مادر بیش از یک ساعت!. - در تابستان آب تنی خیلی حال میده ،با ریختن یک سطل آب به سر و صورت دوستتان که عازم عروسی(یا اماکن مهم و مهمتر) میباشد او را از این حال!! بی نصیب نگذارید!. ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^ این پیشنهادها تضمین شده میباشند.....100%قبولی در کنکـــور!!! عزیزم چرا کانال عوض میکنی؟ کنکــور مهمتره یا موفق بودن در زندگی؟؟؟؟خلاصه خود دانی اگه میخوایی بهترین باشی بمون، اگر هم میخوایی بری درس بخونی و هیچی نشی!! بـــــــــــرو..... ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^ منتــــــظر راه کارهای دیگر من باشــید... با تشکـــر از تماس شما.
...![]()
نوشته شده توسط مهدیس در 86/05/15 ساعت 1 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
سلام بهم میگه خیلی پررو یی/ اصلاً از دست کسی ناراحت نمیشی/ روحیه ت به اطرافیان فاز مثبت میده/تو شکست ناپذیری/ با همه چی میجنگی/ باور نمیکنم از بابات میترسی/ بهت نمیخوره رشته ای که به هنر ربط داشته باشه رفتی/ واقعاً متولد 23-خرداد-68 هستی؟ماشاالله/ چه جالب یه تهرانی عاشق جنوب باشه، آها یادم اومد بابات اهوازیه، پس مامانت تهرانی بود؟/ راستی 3تا بچه بودین؟آره!! اسم داداشت ایمان بود و خواهرت سارا خانوم، پس بچه آخری هستی،ولی عجیبه لوس و مامانی نیستی!!/ عمراً اگه غم و غصه تو دلت باشه/ فکر نمیکنی 170س واسه قدت کم باشه؟ من بهش گفتم:خـــــــــــــــــــــــــــــیلی حافظه ت توپه!!!! ------------------ گفتم یه کم نوین خودمو معرفی کنم خدافـــــــــــــــــــــــــــظ...![]()
امیدوارم بتونم اینجا با شما بترکونم!![]()
نوشته شده توسط مهدیس در 86/05/11 ساعت 2 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ
فهرست اصلی
نویسندگان
دوستان
مردونیوس
کلوب بچه های مجله ی جوانان امروز(پردیس)
اندیشه های کپک زده...حنانه
دیـ ـ ــ ـوون ه خـ ـ ـــون ه...سوگند
شکوفه اشک پاییز
بهشت زهرا...وحید و یوسف
آتوسای وحید اینا!
جوون آریائی
یکی مث تو.....لارس
دارالسلام...بزدل شجاع
ایاهو....ساقی
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY